عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
981
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
مشغول اصلاح مىباشيم . شاه را از ما رنجانيدهاند . اگر گوش به حرف ما ندادند از ايران مىرويم . در شب شنبه ، علما حكم دادند جار كشيدند كه دكانها را باز نماييد . از طرف دولت هم سرباز و سوار در شهر گردش [ مىكردند ] . در ساعت سه مردم را مىگرفتند و بىاحترام مىكردند . شهر از امنيت افتاده . اختيار به دست سرباز و سوار است . مردم اغلب از ترس از خانه بيرون نمىمانند . قلوب از دولت رميده ، گندم خروارى دوازده تومان شده بود . اين چند روز به شانزده تومان رسيد . عبور و مرور اين چندروزه به خارج شهر ، كم در جمعه به حضرت عبد العظيم ، كم در كوچه و بازار سرباز پراكنده است . مردم هم از رفتن به مسجد جمعه ترس دارند . از قرار معلوم به توسط نايب السلطنه ، علما مىخواهند اصلاح نمايند . اگرچه اين دشمنى ميان دولت و ملت كمون يافته و موقوف نمىشود . روز شنبه بيست و يكم ، اتابيك به قرار سابق در عمارت گلستان بود . وزرا نيز حاضر بودند . نايب السلطنه نيز آمد و با اتابيك خلوت كرد . دكانها را باز كردند مردم به كسب پرداختند . اما خيلى كساد بود . بعضى ارامنه باز نكردند . مىترسند . گفتند ارامنهء تبعهء روس از سفارت خود امنيت مىخواهند . دولت تلگرافخانه و پستخانه را سپرده « 1 » كه علما به ولايات اطلاع ندهند . از قرار معلوم به توسط سفارت عثمانى ، علما اصلاح امور خود را مىخواهند و به عتبات نوشتهاند تكليف مىخواهند . بعضى مىگويند مردم در روز جمعه مىخواستند به سفارت انگليس يا عثمانى متحصن بشوند . سربازها مانع حركت آنها بودند . خبرها را درست به شاه اطلاع نمىدهند مىگويند چون ناخوش است مصلحت نيست . غروب شنبه شعاع السلطنه به مسجد جمعه نزد علما رفت . گويا براى اصلاح است . اما كارى از پيش نرفت . شب را اتابيك در گلستان خوابيد و سوار و سرباز در شهر پراكنده بودند . فشنگ زياد به سرباز داده شد . اطراف مسجد جمعه را سرباز احاطه كرده . در بام و بازار سرباز چاتمه زده عبور و مرور را به مسجد از هرطرف
--> ( 1 ) . يعنى دولت به مسئولين ادارات تلگراف و پست سفارش كرده كه مانع از ارتباط تلگرافى و پستى علما با ولايات شوند .